
آموزش پرامپتنویسی برای ساخت تصویر با هوش مصنوعی
هوش مصنوعی ذهن تو را نمیخواند؛ فقط چیزی را میسازد که نوشتهای. در این راهنما یاد میگیری یک پرامپت از چه لایههایی ساخته میشود، با چه واژههایی نور و دوربین را سفارش بدهی، از چه اشتباههایی دوری کنی، و چطور خروجی را مرحلهبهمرحله به تصویری برسانی که در ذهن داشتی.
شروعپرامپت چیست و چرا مهم است؟
پرامپت همان متنی است که به هوش مصنوعی میگویی چه تصویری بسازد. تفاوت یک خروجی معمولی با خروجیای که واقعاً به کارت میآید، تقریباً همیشه در همین چند خط متن است، نه در مدلی که انتخاب کردهای.
نکتهای که بیشتر کاربران تازهکار دیر متوجهش میشوند این است: مدل، جای خالی را خالی نمیگذارد. اگر نگویی نور از کجا میآید، خودش یک نور انتخاب میکند. اگر نگویی پسزمینه چیست، خودش یکی میسازد. اگر نگویی از چه فاصلهای، خودش تصمیم میگیرد. پس سؤال درست این نیست که «چطور پرامپت زیبا بنویسم»، بلکه این است که چند تصمیم را میخواهم خودم بگیرم و چند تا را به مدل بسپارم.
پرامپت مبهم لزوماً تصویر بدی نمیسازد؛ تصویری میسازد که مالِ تو نیست. تمام این راهنما دربارهی همین یک جمله است.
ساختارشش لایهی یک پرامپت خوب
لازم نیست پرامپت را از حفظ بنویسی. کافی است این شش سؤال را پشت سر هم جواب بدهی. هر جوابی که ندهی، یک تصمیم است که به مدل واگذار کردهای — و گاهی این دقیقاً همان چیزی است که میخواهی.
سوژهSubject
چه کسی یا چه چیزی در قاب است؟ بهجای «یک زن»، بگو چند ساله، با چه ظاهری و چه لباسی.
یک زن جوان با موهای بافتهی مشکی و پالتوی پشمی زرشکی
کنش و حالتAction
سوژه دارد چه کار میکند؟ حتی «ایستاده و به دوربین نگاه میکند» از سکوت بهتر است.
ایستاده، دستها در هم، با لبخندی محو رو به دوربین
صحنهSetting
کجا، در چه ساعتی و با چه چیزهایی در پسزمینه؟ اینجا همان جایی است که بیشترین اطلاعات از دست میرود.
پیادهروی خیس یک خیابان قدیمی، ویترین مغازهها در پسزمینه
نورپردازیLighting
نور از کجا میآید، نرم است یا سخت، گرم است یا سرد؟ نور بیش از هر چیز دیگری حسِ تصویر را میسازد.
ساعت طلایی، نور گرم از پشت سوژه که لبهی موها را روشن کرده
قاب و دوربینComposition
از چه فاصله و زاویهای؟ چقدر از پسزمینه واضح باشد؟ لنز و دیافراگم، کوتاهترین راه گفتن اینهاست.
نمای نیمتنه، لنز ۸۵ میلیمتری با دیافراگم f/1.8، همسطح چشم
سبک و حالوهواStyle
خروجی شبیه عکس باشد یا نقاشی؟ آرام باشد یا پرهیجان؟ اگر نگویی، مدل سلیقهی خودش را اعمال میکند.
عکاسی سینمایی، تُنهای گرم، کنتراست ملایم، حالوهوای آرام
تمرینیک پرامپت را لایهلایه بسازیم
بهترین روش نوشتن پرامپت، نوشتن یک متن بلند در همان تلاش اول نیست. از یک جملهی ساده شروع کن و در هر مرحله یک لایه اضافه کن. اینطور همیشه میدانی کدام کلمه چه چیزی را در تصویر عوض کرده است.
- ۱
شروع: فقط سوژه
یک زن در خیابان
- ۲
+ جزئیات سوژه
یک زن جوان با موهای بافتهی مشکی و پالتوی پشمی زرشکی در خیابان
- ۳
+ صحنه
… ایستاده روی پیادهروی خیس یک خیابان قدیمی، ویترین مغازهها در پسزمینه
- ۴
+ نور
… ساعت طلایی، نور گرم از پشت سر که لبهی موها را روشن کرده، چراغهای مغازهها بهشکل بوکه در پسزمینه
- ۵
+ قاب و دوربین
… نمای نیمتنه، لنز ۸۵ میلیمتری با دیافراگم f/1.8، زاویه همسطح چشم، ترکیببندی یکسوم
- ۶
+ سبک
… تُنهای گرم، کنتراست ملایم، حالوهوای آرام و سینمایی
نمای نیمتنه از یک زن جوان با موهای بافتهی مشکی و پالتوی پشمی زرشکی، ایستاده روی پیادهروی خیس یک خیابان قدیمی، ساعت طلایی، نور گرم از پشت سر که لبهی موها را روشن کرده، ویترین مغازهها و چراغهای خیابان بهشکل بوکه در پسزمینهی محو، لنز ۸۵ میلیمتری با دیافراگم f/1.8، زاویه همسطح چشم، ترکیببندی یکسوم، تُنهای گرم، کنتراست ملایم، حالوهوای آرام و سینمایی
نمونهی واقعیمقایسه: همان مدل، دو پرامپت
دو تصویر زیر با یک مدل، در یک نسبت ابعاد و در یک نشست ساخته شدهاند. تنها چیزی که فرق کرده، متن پرامپت است.

«یک زن در خیابان»
نور تخت ظهر، پسزمینهی شلوغ، آدمهای ناخواسته در قاب و حسی که مدل انتخابش کرده، نه تو. تصویر بدی نیست؛ فقط هیچکدام از تصمیمهایش مال تو نیست.

همان پرامپت نهایی بخش قبل
ساعت طلایی، نور گرم از پشت سر، پسزمینهی محو با بوکهی چراغها، نمای نیمتنه و ترکیببندی یکسوم — دقیقاً همان چیزهایی که در متن سفارش داده شد.
هر دو تصویر با مدل Nano Banana 2 Lite و در نسبت ۳:۲ ساخته شدهاند.
درس دوموقتی تصویر زیبا، تصویرِ اشتباه است
این مقایسه از قبلی مهمتر است، چون نتیجهاش برعکس چیزی است که انتظار داری. پرامپت مبهم اینجا تصویر زیباتری ساخته — و دقیقاً به همین دلیل بیفایده است.

«عکس یک عطر»
مدل برای پر کردن جاهای خالی، یک برند و یک لیبل از خودش ساخته، شکل شیشه را عوض کرده، میز مرمر و شکوفه اضافه کرده و کل قاب را پر کرده است. اگر میخواستی محصولِ خودت را عکاسی کنی، هیچکدام از اینها به کارت نمیآید.

«… روی سنگ تراورتن، پسزمینهی کرم ساده، سافتباکس از سمت راست و رفلکتور از چپ، لنز ماکرو ۱۰۰ میلیمتری، f/8، فضای خالی بالای قاب برای تیتر»
سادهتر است، اما قابلِ استفاده: پسزمینهی یکدست، سایهی کوتاه و کنترلشده، و فضای خالی بالای قاب که در همان بنر تبلیغاتی جای تیتر میشود.
یک نکتهی دیگر هم در همین دو تصویر پیداست: نوشتهی روی لیبل در هیچکدام واقعاً خوانا نیست. متن، سختترین بخش تولید تصویر است و در بخش مربوط به آن میبینی چطور باید سراغش رفت.
واژگانواژهنامه نور، دوربین و سبک
اینها کلمههای جادویی نیستند؛ زبان مشترک عکاسیاند. هر کدام، جای یک پاراگراف توضیح را میگیرند و برای مدل کاملاً روشناند. اگر میخواهی بدانی هرکدام در دنیای واقعی دقیقاً چه میکنند، آموزش عکاسی همین واژهها را با نمونهی تصویری و اینفوگرافیک توضیح میدهد.
نور
ساعت اول بعد از طلوع و آخر پیش از غروب؛ نور گرم و مایل، سایههای بلند و رنگ پوستِ دلپذیر.
سایههای محو و لبههای ملایم. انتخاب پیشفرض پرتره و عکس محصول.
سایههای تیز و کنتراست بالا؛ برای حس دراماتیک، عکس مد و فضای ظهر تابستان.
نوری از پشت سوژه که دورتادور او یک خط روشن میکشد و از پسزمینه جدایش میکند.
نور طبیعی و جهتدار از یک سمت؛ برای عکس غذا، محصول و پرترهی خانگی بهترین گزینه است.
نور اصلی، نور پرکننده و نور مو؛ چیدمان استاندارد استودیو که چهره را یکدست روشن میکند.
تضاد شدید تاریکی و روشنایی، شبیه نقاشیهای کلاسیک؛ بیشترِ قاب در سایه میماند.
رنگهای اشباع آبی، بنفش و صورتی؛ حالوهوای شبانه و سایبرپانک.
دوربین و قاب
۲۴ میلیمتر صحنه را باز و پرکشش نشان میدهد، ۵۰ نزدیک به دید چشم است، و ۸۵ تا ۱۳۵ برای پرتره چهره را طبیعی و متناسب نگه میدارد.
f/1.4 تا f/2.8 پسزمینه را محو میکند؛ f/8 تا f/11 همهچیز را از جلو تا عقب واضح نگه میدارد.
فقط سوژه واضح است. سادهترین راه برای اینکه پسزمینهی شلوغ، تصویر را خراب نکند.
دایرههای نرمِ نور در پسزمینهی محو؛ برای چراغهای خیابان و ویترینها.
تعیین میکند چقدر از سوژه و چقدر از محیطش در قاب باشد. اگر نگویی، مدل معمولاً نمای متوسط میسازد.
خنثی و باورپذیر؛ پیشفرض پرتره و عکس مستند.
از پایین، سوژه را بزرگ و مقتدر نشان میدهد؛ از بالا، برای میز غذا و فلتلی مناسب است.
سوژه روی خطوط تقسیم قاب مینشیند، نه دقیقاً وسط؛ تصویر زندهتر و کمتر شناسنامهای میشود.
بخش خالی قاب. اگر قرار است بعداً روی تصویر متن بگذاری، همینجا سفارشش بده.
سبک
خروجی شبیه عکس دوربین باشد، نه نقاشی یا رندر.
رنگبندی فیلم، کنتراست کنترلشده و قاب پهن؛ برای تصویرهای پرحس.
حالوهوای عکس مجله: تمیز، طراحیشده و کمی رسمی.
دانهی ملایم و رنگهای کمی محو؛ حس آنالوگ و قدیمی.
کمترین تعداد عنصر، پسزمینهی ساده و فضای خالی زیاد.
تصویرسازی برداری با رنگهای یکدست؛ برای آیکون، بنر و اسلاید.
حجمهای براق با نور استودیویی؛ برای محصول و تصویر مفهومی.
لبههای نرم و رنگهای شسته؛ برای کتاب کودک و تصویرسازی ملایم.
خطاهاهفت اشتباه رایج در پرامپتنویسی
این هفت مورد، بیشترِ خروجیهای ناامیدکننده را توضیح میدهند. خبر خوب اینکه رفع هر کدام، یک جمله بیشتر وقت نمیبرد.
۱. با جملهی منفی سفارش میدهی
مدلهای تصویر «نه» را مثل آدم نمیفهمند. وقتی مینویسی «بدون فنجان»، کلمهی «فنجان» را میبینند و اتفاقاً فنجان میکشند. هر چیزی را که نمیخواهی، بهشکل چیزی که میخواهی بنویس.
یک میز کافه بدون آدم و بدون فنجان
یک میز کافهی خالی با رومیزی تمیز و یک گلدان کوچک وسط آن
۲. پرامپت سهکلمهای مینویسی
پرامپت کوتاه یعنی سپردن همهی تصمیمها به مدل: زاویه، نور، پسزمینه، لباس و ساعت روز. نتیجه معمولاً بد نیست، ولی مالِ تو هم نیست.
یک عکس زیبا از یک خانه
نمای بیرونی یک خانهی آجری دو طبقه در بعدازظهری ابری، درختان بلند در دو طرف، نمای روبهرو، لنز ۳۵ میلیمتری، قاب افقی
۳. سفارشهای متناقض میدهی
وقتی دو چیز ناسازگار را کنار هم میگذاری، مدل یکی را انتخاب میکند یا چیزی وسط آن دو میسازد. هر تناقض، یک تصمیم را از دست تو میگیرد.
پرتره در استودیو با نور طبیعی غروب، پسزمینهی جنگل و پسزمینهی مشکی یکدست
پرتره در استودیو با پسزمینهی مشکی یکدست و نور گرم سافتباکس از سمت راست
۴. فهرست کلمه مینویسی، نه توصیف صحنه
مدلهای امروزی جملههای کامل را بهتر از زنجیرهی کلمات میفهمند. صحنه را طوری تعریف کن که انگار داری برای یک عکاس توضیح میدهی چه چیزی بگیرد.
زن، خیابان، شب، بارانی، سینمایی، ۸K، ترند، فوقالعاده
زنی با بارانی روشن، شبِ بارانی، ایستاده زیر چراغ خیابان، بازتاب نور روی آسفالت خیس، قاب سینمایی
۵. همزمان چند چیز را عوض میکنی
اگر بعد از دیدن خروجی، نور و زاویه و لباس را با هم تغییر بدهی، دیگر نمیفهمی کدام تغییر جواب داده. در هر مرحله یک متغیر را جابهجا کن.
همان تصویر، ولی شب، از زاویه بالا، با لباس مشکی و پسزمینهی دریا
همان تصویر، فقط نور را به شبِ چراغروشن تغییر بده
۶. نسبت ابعاد را فراموش میکنی
قاب مربع برای استوری و قاب عمودی برای کاور یوتیوب، یعنی یک تصویر خوب که باید دور ریخته شود. نسبت ابعاد را قبل از ساخت انتخاب کن، نه بعد از آن.
ساخت با قاب پیشفرض و بریدن دستی تصویر بعد از دانلود
انتخاب ۹:۱۶ برای استوری و ۱۶:۹ برای کاور، پیش از زدن دکمهی ساخت
۷. صفتهای توخالی را جای اطلاعات میگذاری
«شاهکار»، «بهترین کیفیت» و «۸K» چیزی دربارهی تصویر نمیگویند و فقط جای کلماتی را میگیرند که واقعاً قاب را میسازند. وضوح خروجی هم از تنظیمات انتخاب میشود، نه از متن پرامپت.
پرترهی فوقالعاده زیبا، شاهکار، کیفیت ۸K، بسیار حرفهای
پرترهی نیمتنه با نور نرم از سمت چپ، پسزمینهی خاکستری یکدست، لنز ۸۵ میلیمتری، f/2.8
زبانفارسی بنویسم یا انگلیسی؟
مدلهای تصویر عمدتاً روی توضیحهای انگلیسی آموزش دیدهاند، و به همین دلیل در بیشتر سرویسها پرامپت انگلیسی نتیجهی دقیقتری میدهد. در نگارسا لازم نیست نگران این باشی: پرامپت فارسی تو پیش از رسیدن به مدل، به یک پرامپت انگلیسیِ عکاسانه بازنویسی میشود؛ همان کاری که یک دستیار عکاس با یادداشت تو میکند.
اما این ترجمه، جزئیاتی را که ننوشتهای اختراع نمیکند. اگر در فارسی ننویسی نور از کدام سمت میآید، در انگلیسی هم نخواهد بود. پس فارسی بنویس، ولی دقیق بنویس. دو استثنا هم هست: هر متنی که باید داخل تصویر دیده شود و هر اسم خاصی که نباید ترجمه شود را داخل گیومه بگذار.
روش کاراصلاح مرحلهبهمرحله
کمتر کسی در اولین تلاش به تصویر دلخواهش میرسد، و لازم هم نیست. حرفهایها هم همین کار را میکنند: یک خروجی میگیرند، یک چیز را عوض میکنند، دوباره میسازند.
- ۱
کوتاه شروع کن
با ۱۰ تا ۱۵ کلمه ببین مدل سوژه و سبک را درست فهمیده یا نه. اشتباه در این مرحله ارزانتر از اشتباه در یک پرامپت هشتاد کلمهای است.
- ۲
در هر مرحله یک متغیر
فقط نور را عوض کن، یا فقط زاویه را. اگر سه چیز را با هم تغییر بدهی، دیگر نمیفهمی کدامشان جواب داده است.
- ۳
پرامپتهای موفق را نگه دار
هر پرامپتی که جواب داد، برای دفعهی بعد یک الگوی آماده است؛ فقط سوژهاش را عوض کن و بقیهی ساختار سر جایش بماند.
- ۴
از تصویر مرجع کمک بگیر
وقتی به خروجی نزدیک شدی، همان را بهعنوان مرجع بده و تغییرهای بعدی را روی آن بخواه. برای ثابت نگهداشتن چهره یا محصول، راه دیگری وجود ندارد.
خروجینسبت ابعاد و وضوح
نسبت ابعاد، ارزانترین تصمیمی است که کیفیت کار را بالا میبرد و بیشتر از همه فراموش میشود. قاب را بر اساس جایی انتخاب کن که تصویر قرار است منتشر شود، نه بر اساس چیزی که پیشفرض بوده است.
وضوح خروجی هم جدا از پرامپت انتخاب میشود. نوشتن «۸K» داخل متن، تصویر را بزرگتر نمیکند؛ فقط جای کلمات مفید را میگیرد. برای شبکههای اجتماعی، وضوح ۱K کافی است و چاپ یا بزرگنمایی است که ۲K و ۴K را لازم میکند.
تایپوگرافینوشتن متن داخل تصویر
متن، سختترین چیزی است که از یک مدل تصویر میخواهی. حروف چسبانِ فارسی این کار را از انگلیسی هم سختتر میکنند، بنابراین انتظار یک پاراگراف فارسیِ بیغلط نداشته باش. چند قاعده کمک میکند:
- متن دقیق را داخل گیومه بگذار: عبارت «۴۰٪ تخفیف» روی بنر.
- کوتاه نگهاش دار. یک یا دو کلمه، بهمراتب بیشتر از یک جمله شانس درست درآمدن دارد.
- شکل نوشته را هم سفارش بده: «فونت ضخیم بدونسریف، سفید، در بالای قاب».
- برای کار حساس، تصویر را با فضای خالی بساز و متن را بعداً با ابزار طراحی اضافه کن؛ نتیجه همیشه تمیزتر است.
انتخاب مدل هم در همین یک کار بیش از هر جای دیگری اثر دارد: بعضی مدلها متن را بهمراتب بهتر از بقیه مینویسند. راهنمای انتخاب مدل ساخت عکس با هوش مصنوعی میگوید کدامها، و برای هر مدل یک صفحهی کامل دارد.
آمادهشش پرامپت آماده برای کارهای پرتکرار
اینها را میتوانی مستقیم کپی کنی و فقط سوژهشان را عوض کنی؛ ساختارِ نور، لنز و قاب همان است که باید بماند.
پرترهی نیمتنه از یک مرد حدوداً ۳۵ ساله با پیراهن آبی روشن و کت سرمهای، رو به دوربین با لبخندی ملایم، پسزمینهی خاکستری یکدست، نور نرم سافتباکس از زاویه ۴۵ درجهی سمت چپ بههمراه رفلکتور سفید در سمت راست، لنز ۸۵ میلیمتری با دیافراگم f/2.8، زاویه همسطح چشم، تُن پوست طبیعی، قاب عمودی ۴:۵، سبک پرترهی شرکتی و تمیز
عکس محصول از یک کفش کتانی سفید روی سطح بتنی روشن، پسزمینهی خاکستری کمرنگ و یکدست، نور نرم از بالا و کمی از سمت چپ با سایهی کوتاه زیر کفش، بازتاب ملایم روی سطح، لنز ۵۰ میلیمتری با دیافراگم f/8، زاویه سهرخ و کمی از بالا، قاب مربع ۱:۱، فضای خالی در بالای قاب برای درج قیمت، رنگها دقیق و بدون اشباع اضافه
عکس از یک کاسه خورش با برنج زعفرانی روی میز چوبی تیره، بخار ملایم از روی غذا، نور طبیعی پنجره از سمت راست با سایههای نرم، چند پیشغذا و یک لیوان دوغ در پسزمینهی محو، لنز ۵۰ میلیمتری با دیافراگم f/2.8، زاویه ۴۵ درجه، قاب عمودی ۴:۵، تُنهای گرم و اشتهاآور، سبک عکاسی غذای ادیتوریال
عکس داخلی از یک نشیمن مدرن با مبل طوسی، میز چوبی روشن و یک گیاه آپارتمانی، نور روز از پنجرهی بزرگ سمت چپ بههمراه لامپهای گرمِ روشن، لنز واید ۱۶ میلیمتری، خطوط عمودی کاملاً صاف، ارتفاع دوربین در حد کمر، عمق میدان زیاد و همهجا واضح، قاب افقی ۳:۲، فضای مرتب و بدون شلوغی
بنر افقی تبلیغاتی با پسزمینهی گرادیان نارنجی تا کهربایی، یک جعبهی هدیهی سهبعدی در سمت راست قاب با نور نرم استودیویی، سمت چپ قاب خالی برای متن، کلمهی "SALE" در بالای قاب با فونت ضخیم بدونسریف و رنگ سفید، ترکیببندی تمیز و مینیمال، قاب ۱۶:۹
تصویر مفهومی از یک کلید طلایی که در قفل یک درِ چوبی قدیمی میچرخد، باریکهی نور گرم از شکاف در که روی دست افتاده، پسزمینهی تاریک، عمق میدان کم، لنز ماکرو ۱۰۰ میلیمتری با دیافراگم f/2.8، نمای بسته، قاب افقی ۱۶:۹، حالوهوای رازآلود و سینمایی
جمعبندیچکلیست قبل از زدن دکمهی ساخت
- سوژه را با جزئیات گفتهام، نه فقط با یک اسم کلی.
- معلوم است صحنه کجاست و چه چیزی در پسزمینه دیده میشود.
- نور را توصیف کردهام: از کجا میآید، نرم است یا سخت، گرم است یا سرد.
- زاویه و فاصلهی دوربین مشخص است (نمای بسته، متوسط یا باز).
- سبک خروجی را گفتهام: عکس واقعگرا، سینمایی، ایلوستریشن یا رندر.
- هیچ جملهی منفی («بدون…») در پرامپت نمانده است.
- دو سفارش متناقض کنار هم نگذاشتهام.
- نسبت ابعاد را متناسب با جایی که تصویر منتشر میشود انتخاب کردهام.
پرسش و پاسخپرسشهای پرتکرار
پرامپت را فارسی بنویسم یا انگلیسی؟
در نگارسا فارسی بنویس. پرامپت فارسی تو پیش از ارسال به مدل تصویر، به یک پرامپت انگلیسیِ عکاسانه بازنویسی میشود، پس لازم نیست انگلیسی بلد باشی. چیزی که اهمیت دارد دقت است، نه زبان: هر جزئیاتی که ننویسی، در ترجمه هم اضافه نمیشود.
طول مناسب یک پرامپت چقدر است؟
برای بیشتر کارها بین ۳۰ تا ۸۰ کلمه کافی است. کوتاهتر از آن، تصمیمهای زیادی را به مدل واگذار میکند و بلندتر از آن، معمولاً به تکرار و تناقض میرسد. اگر مطمئن نیستی، با یک توصیف کوتاه شروع کن و در هر مرحله یک لایه به آن اضافه کن.
چرا نوشتن «بدون فلان چیز» جواب نمیدهد؟
مدلهای تصویر جمله را مثل انسان نفی نمیکنند؛ آنها کلمات را به تصویر نگاشت میکنند. وقتی مینویسی «بدون فنجان»، کلمهی «فنجان» هم وارد تصویر میشود. بهجای گفتن آنچه نمیخواهی، همان صحنه را در حالت دلخواهت توصیف کن: «میز خالی و تمیز».
چرا متن داخل تصویر درست نوشته نمیشود؟
نوشتن متن برای مدلهای تصویر از کشیدن اشیا سختتر است، و متن فارسی بهدلیل حروف چسبان از انگلیسی هم سختتر. متن دلخواهت را داخل گیومه بگذار، کوتاه نگهاش دار، و برای متنهای حساس از مدلهایی استفاده کن که در تایپوگرافی قویترند؛ در غیر این صورت بهتر است تصویر را بدون متن بسازی و نوشته را بعداً اضافه کنی.
چرا با یک پرامپت، هر بار تصویر متفاوتی میگیرم؟
تولید تصویر ذاتاً تصادفی است و هر اجرا از نقطهی شروع متفاوتی آغاز میشود. هرچه پرامپت دقیقتر باشد، این تفاوتها کمتر و کماهمیتتر میشوند. اگر یک خروجی را پسندیدی، همان را بهعنوان تصویر مرجع نگه دار و تغییرهای بعدی را روی آن اعمال کن.
چطور یک چهره یا محصول را در چند تصویر ثابت نگه دارم؟
با متن تنها نمیشود؛ باید تصویر مرجع بدهی. یک تصویر از همان چهره یا محصول را بهعنوان مرجع پیوست کن و در پرامپت فقط چیزی را که باید عوض شود توصیف کن — مثلاً «همین محصول، روی سطح سنگی، با نور پنجره از سمت راست».